گفتمش یک بوسه خواهم از لبت
، گفتا مخواه من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی
گفتمش یار وفادار توام ،
گفتا بس است من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی
گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ،
گفت می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 15:36  توسط رضا خداپناهنده
|