تبليغاتX
*** چت روم جدید و ایجاد محلی برای آپلود عکس های شما وتالار گفتمان جدید برای شما از امکانات جدید گروه ماست****گروه عشق نفرتی**** *** عشق نفرتی چت روم جدید وتالار گفتمان برای تمام دوست داران عاشقانه ها
عاشقانه های عاشقان راه عشق تلخ وشیرین ولی زیبا
مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام

 گرفت بدانید آنجا قبر من است.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

 

  اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن

  اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:15  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي

سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه

سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...

خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر

مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر

يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره ....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:13  توسط رضا خداپناهنده  | 

با کلیک بر روی ستاره های موجود بر روی مطلب

مورد علاقه خود به آن مطلب خاص امتیاز بدهید

از لطفتون ممنون میشم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:0  توسط رضا خداپناهنده  | 

دل من خستگیات خیلی زیاده می دونم

دل من تنهائیات پر از سواله می دونم

دل من خندیدنت فقط تو خوابه می دونم

دل من آرزوهات نقش بر آبه می دونم

دل من تحملت مثل یه کوهه می دونم

دل من عاشقیات مثل جنونه می دونم

دل من صبوری و کسی سراغت نمییاد

دل من خسته ای و صدا ازت در نمییاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 18:56  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

آدرس های جدید ما

www.eshghe_nefrati.dil.ir

www.rezaneda2.dil.ir

منتظر حضور گرمتان هستیم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 11:5  توسط رضا خداپناهنده  | 

این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه درد تموم عاشقا به پای هم نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگی گردای روی آینه ها فقط غم زندگی
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدن مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار آسمونمون پر از شکسته بالی جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالییه
این روزا کار آدما دلهای پاکو بردن بعدش اونو گرفتنو به دیگری سپردن
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتن ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتن
این روزاسهم عاشقا غصه و بی وفایی جرم تمومشون فقط لذت آشنایی
این روزا کار گلدونا مرگو بهونه کردن کار چشای آدما دل رو دیوونه کردن
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن مردم دیگه تو دلاشون یه قطره دریا ندارن
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:1  توسط رضا خداپناهنده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:23  توسط رضا خداپناهنده  | 

21720926620418359225746416075661523363

امشب سر مهربان نخلى خم شد / در کیسه نان بجاى خرما غم شد

 در کنج خرابه ها زنى شیون کرد / همبازى کودکان کوفه کم شد . . .

.

.

.

باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی میگرییم

دعایتان توشه  بی برگی ما . . .

.

.

.

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند / بردند به دیوان عمل سنجیدند

بیش ازهمگان گناه مابود ولی /  ما را به محبت علی(ع)بخشیدند . . .

.

.

.

ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن

 در آن حالت که اشکت می چکد گرم /  غنیمت دان و ما را هم دعا کن . . .

 
 
در این لیالی قدر ما را هم از دعای خیرتان محروم نکنید التماس دعا
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:25  توسط رضا خداپناهنده  | 

نظرات جمعی از دانشجویان ساکن در یک خوابگاه دانشجویی در مورد سوسک :

دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !

دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست !

دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !

دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !

دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !

دانشجوی روانشناسی : درون گرا ، خجالتی ، کم حرف ، یک شخصیت منحصر به فرد !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:23  توسط رضا خداپناهنده  | 

eshg[1]

کاش میشد وقت رفتن چشم هایم را کنار تو بگذارم تا که در حسرت دیدارت نمانم . . .

.

.

.

تا به قله عشق صعود نکنی ، دامنه دوست داشتن را زیر پایت نخواهی دید . . .

.

.

.

سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند ، به یاد روز هایی که بودنت را نفهمیدم . . .

.

.

.

دلتنگم و دیدار تو درمان من است ، بی رنگ رخت زمانه زندان من است . . .

.

.

.

باران را بهانه کردم و گریستم / تا کسی نداند گرفتار کیستم . . .

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:20  توسط رضا خداپناهنده  | 

65d7

یه طرح از چشمات بفرست ، یه آهو اینجاست میخوام روشو کم کنم !

.

.

شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت . . .

.

.

.

به اندازه دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !

.

.

.

همیشه مست و شیدری تو بودم / به فکر آرزو های تو بودم

تموم آرزوهای منی ، کاش / یکی از آرزوهای تو بودم . . .

.

.

.

هرچه زدم بی تو دلم وا نشد / جز تو کسی باب دل ما نشد

هرچه پرستو شدم و پر زدم / هم نفسی مثل تو پیدا نشد . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:17  توسط رضا خداپناهنده  | 

  1. مثل ساحل آرام باش، تا دیگران مثل دریا بیقرارت باشند.
  2. بگـو ای دل در ایـن فـردا چـه داری
    چه می‌خواهی در این صحرا بکاری
    چـه فرقـی داشـت با امـروز دیـروز
    که یک عمر است فـردا می‌شماری
  3. بزرگترین افسوس آدم این است:
    “می خواهد اما نمی تواند، و به یاد می آورد روزی را که می توانست اما نخواست.”
  4. خوشبختی بر سه ستون استوار است:
    فراموش کردن گذشته – غنیمت شمردن حال – امیدوار بودن به آینده.    (علامه جعفری)
  5. برترین کلمه: ” الله ”
    حاضرترین کلمه: ” خدا ”
    وسیع ترین کلمه: ” بهشت
    پاک ترین کلمه: ” فطرت ”
    آرام ترین کلمه: ” سکوت ”
    گرسنه ترین کلمه: ” حرص ”
    مهربان ترین کلمه: ” مادر ”
    خونین ترین کلمه: ” جنگ ”
    بی نیازترین کلمه: ” قناعت ”
    باحیاترین کلمه: ” فاطمه ”
    راستگوترین کلمه: ” آینه ”
    تنگ ترین کلمه: ” قبر ”
    بی حال ترین کلمه: ” تنبل ”
    عبرت انگیز ترین کلمه: ” قبرستان “
  6. همه ی به دره لغزیدگان کسانی هستند که برای هستی قله ای تصور نکرده اند. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:14  توسط رضا خداپناهنده  | 

آنگاه که خنده بر لبت می میرد

                                                             چون جمعه ی پاییز دلم می گیرد

دیروز به چشمان تو گفتم که برو

                                                                امروز دلم بهانه ات می گیرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:4  توسط رضا خداپناهنده  | 



سلام اي غروب غريبانه دل
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحظه هاي جدايي
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
خداحافظ اي قصه عاشقانه
خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
تو را مي سپارم به دلهاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب
تو را مي سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد
به دل مي سپارم تو را تا نميرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه
اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نوبهار هميشه
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 14:11  توسط رضا خداپناهنده  | 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 14:8  توسط رضا خداپناهنده  | 

عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست وبي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عکس يار عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:42  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

 

اس ام اس های عارفانه,جملات زیبا,جملات قشنگ,متفکرانه,جملات بزرگان

 


با باد آمده ای

و با باد خواهی رفت

نام تو آرزو نیست ؟

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جغرافیای کوچک من بازوان توست

 ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من....!

 

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم


نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:47  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

من پذيرفتم که عشق افسانه است  ...    اين دل درد آشنا ديوانه است

 مي روم شايد فراموشت کنم      ...     با فراموشي هم آغوشت کنم

مي روم از رفتن من شاد باش      ...       از عذاب ديدنم آزادباش

 گر چه تو تنها تر از ما مي روي     ...      آرزو دارم ولي عاشق شوي

 آرزو دارم بفهمي درد را          ...          تلخي بر خوردهاي سرد را

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:33  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/

حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم/ چيز سبزي در نگاهم بود و نيست/

عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/          

 ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:32  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

آدرس های جدید ما

www.eshghe_nefrati.dil.ir

www.rezaneda2.dil.ir

منتظر حضور گرمتان هستیم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:55  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

اگر قلب تنها چیزی است که خدا شکسته ی آن را می خرد

پس من چرا به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:38  توسط رضا خداپناهنده  | 

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:24  توسط رضا خداپناهنده  | 

 

بزرگترين منبع کدهاي تغير شکل موس